Browsing Category

سؤال هفته

سؤال هفته اول: پنجشنبه 5 اسفند

به نظر شما بهتر است در یک کلاس احساسات حاکم باشد یا منطق؟

اکثر مخاطبین محترم تلفیقی از احساس و منطق را پیشنهاد کرده و یا استفاده از هر کدام را وابسته به شرایط

و اقتضای کلاس دانستند. تعداد کمی نیز به غلبه احساس بر منطق )یا بالعکس( معتقد بودند که در ادامه

نظرات آنها برای آشنایی و قضاوت بهتر شما درج میشود:

نظرات دسته اول – غلبه احساس منطق:

– جناب آقای ابراهیمی مدرس فیزیک و فناوری نانو:

به نظر بنده یکی از دلایل لذتبخش و موثر بودن کلاسها همراه با معلم، درگیر بودن احساسات با شاگردان

است. وگرنه اگر تمام زمان کلاس همراه با منطق پیش رود همان حالت تماشای فیلم های آموزشی یا خواندن

کتاب را به مخاطبان و شاگردان دست میدهد که اصلا حس خوبی نیست.

– دوست عزیزی که خودشان را معرفی نکردند:

اگر محبت در انسان نبود علم و .» همه دعواها بر سر محبت است « : من یاد این جمله استاد پناهیان افتادم که

عقل هم به کار نمیآمدند. کار علم این است که راه را جلوی پای محبت روشن نماید، و کار عقل این است

که محبت را تا میتواند در مسیر دانایی سوق دهد. همۀ دعواها بر سر محبت است. باید از اول نگذاریم دل

به هر سویی برود و الا علم و عقل هم از پس آن برنمیآیند. بر این اساس فکر می کنم با توجه به جملهبندی

سوال شما، حاکمیت باید با احساسات و محبت باشه تا در فضای امن عاطفی، منطق و علم راهگشا و ساری

بشن.

نظرات دسته دوم – غلبه منطق بر احساس:

– جناب آقای محسن راد:

احساسات منجر به بروز حالت تبعیض می شود و ممکن است دانشآموز تصور کند که مورد تبعیض واقع شده

است اما اگر منطق در کلاس حاکم باشد و قوانین کلاس روشن باشد به نظر من بهتر است.

– جناب آقای سمیع صفری:

کلاس محلی است که افرادی که درآن حضوردارند دارای نگرشهای متفاوت بوده و این یک فرصت برای تبادل

آرا و بیان صحبتهایی است که ازدل برمیآید و بر دل مینشیند.

نظرات دسته سوم – تلفیقی از احساس و منطق:

– جناب آقای بهزاد دهقانی:

به نظر من تلفیقی از احساسات و منطق از طرفی دانشآموزان باید بدانند هر چیزی قانون خودش را دارد و

چرایی و چگونگی هر کاری در کلاس و حتی خارج از کلاس چیست. از طرفی این احساسات است که اعتماد،

تعهد، وفاداری، محبت و… را در دلها میپروراند. در واقع منطق چهارچوب افکار و اعمال است و احساسات

بجا و به اندازه روانکننده جریان آموزش و ثباتبخش آن است.

– سرکار خانم طیبه اصغریان دستنائی

نمیشه گفت که حتما باید یا احساسات باشه یا منطق. بستگی به اوضاع درون کلاس و دانشجوهای حاضر در

کلاس داره که اون لحظه چه فضایی حکمفرما هست و چه درسی در حال اجرا هست. دروسی مثل هنر قاعدتاً

با دروس فیزیک و شیمی اصلاً قابل مقایسه نیست. اما این نکته هم باید یادمان باشد که باید گهگاهی خودمون

رو جای دانشجو بگذاریم و از دید اونها به کلاس نگاه کنیم. برخورد احساسی با فضای موجود اکثراً خیلی خوب

میتونه جواب بده.

– سرکار خانم سعیدی:

در یک کلاس هم احساسات لازم است و هم منطق.

1( هر دانش آموزی نیازمند نوعی برخورد است که معلم باید آن را تشخیص دهد.

2( جنبه و ظرفیت دانش آموزان در بکارگیری هم منطق و هم احساسات در کلاس درس خیلی مهم است

که این را باید معلم تشخیص دهد و سپس هر یک را در زمان خود در کلاس بکار بندد.

3( بسته به شرایط و نوع مبحث درسی گاهی احساسات کلاس را پیش می برد و گاهی منطق.

4( ابتدا باید معلم از طریق احساسی جو کلاس را آمادهسازی کند، انگیزه را در دانش آموزان ایجاد کند،

پس از آن است که دانش آموزان منطق معلم را میپذیرند و با معلم راه میآیند.

5( تاز مانی که دانشآموزان برای یادگیری موضوع مورد تدریس قانع نشوند هیچ منطقی نمیتواند آنها را

وادار به یادگیری کند.

6( تا زمانی که از نظر احساسی دانشآموزان و معلم بهم نزدیک نشوند، بهترین روش تدریس هم اثرگذار

نخواهد بود.

– آقا یا خانم سپهری:

در یک کلاس ترکیبی ازهر دو حاکم باشد خوب است اما نه به نسبت مساوی وبالطبع با توجه به سن مخاطب،

درصد حاکمیت این دو در کلاس متفاوت است. در کلاسهای ابتدایی اگر احساسات بیشتر از دورههای مختلف

باشه بهتره. یک دانش آموز ابتدایی بیشتر به محبت و توجه نیاز داره. اما باز هم این احساسات نباید از میزان

منطق بیشتر باشه. وقتی به نیاز احساسی و عاطفی یک دانش آموز ابتدایی توجه کنیم مسلماً بیشتر جذب

کلاس میشه و اینکه با توجه به مسائل بوجود آمده در کلاس از میزان منطق و احساسات بهره درست ببریم

تا سوءاستفاده ای هم نشه.

– جناب آقای کریمزاده:

در کلاس به تناوب باید احساس و منطق حاکم باشه. در این حالت در واقع طبق کارکرد مغز یادگیری در

بهترین حالت خواهد بود.

– جناب آقای وحید زارع، معلم پنجم ابتدایی:

فکر منجر به احساس می شود و احساس منجر به اقدام و عمل. منطق به تنهایی یا احساس به تنهایی کارایی

ندارد. بهتر است که پشت احساسات، منطق نهفته باشد. و هر دو نیمکره مغز مشغول به کار شوند.

– جناب آقای سعید حیدری ثانی:

با احساسات شروع میکنیم و به منطق ختم میکنیم.

– جناب آقای شهریار ناصح، مربی و مدرس ارتباطات موثر فردی:

در کلاس باید خواستههای احساسی مخاطب در طراحی آموزشی لحاظ بشه ولی ما به عنوان مدرس با منطق

تصمیم بگیریم و یک راه منطقی برای برآورده کردن بیشتری خواستههای احساسی در کنار اهداف آموزشی

رو پیدا کنیم.

– جناب آقای مشیری:

به نظر من نه احساسات صرف کارآمد است و نه منطق خشک. ترکیبی از این دو مناسبتر به نظر میرسد.

چیه. اگه » منطق « و » احساسات « البته منطق وزن بیشتری دارد و خب سوال مهمتر اینه که تعریف ما از

تعریف مشترکی نداشته باشیم در ابراز و نیز فهم نظرات هم با خطای زیادی مواجه هستیم.

– جناب آقای مهدی امیراحمدی:

احساسات و منطق، هر دو پیشبرنده فرآیند آموزش هستند. با احساسات، علاقه و نگرش نسبت به فعالیت و

محتوا اتفاق میافتد و منطق، اصول کار را مشخص میکند و بر صحت و سقم محتوا موثر است. آموزش بدون

احساسات، فرایندی خنثی و بدون کنش و واکنش خواهد بود و اگر منطق حذف شود، به عبارتی هدفمندی

از آن رخت برخواهد بست. احساسات، تمایل و منطق، اثربخشی در فرآیند آموزش و یادگیری را ایجاد خواهد

کرد.

دوستان عزیزی که در ادامه نظراتشون رو ذکر میکنیم متأسفانه خودشون رو معرفی نکردند:

 توی کلاس باید هر دو باشه اما با توجه به موقعیت. بچه های ابتدایی شیفته محبت هستند. در کنارش

هم نباید طوری باشه که سوء استفاده کنند.

 شما در هر کلاس اهدافی را دنبال میکنید، زمان محدودی در اختیار دارید و شرایطی که به طور

معمول شما از ان اطلاع دارید لذا منطق مهمتر خواهد بود اما نمیشود احساسات را دستم گرفت چرا

که اگر شما بهترین شرایط رو داشته باشید ممکنه یه موضوع کوچک طوری شما را برهم بزند که

منطق رو ببوسید بزارید کنار چرا که احساس به نظر من بسیار قوی است و این موضوع به نظر اصلاً

بد نیست که شما در شرایط خاص از احساسات کمک بگیرید.

 میزان عواطف و منطق در کلاس درس باید به نسبت 66 )عاطفه( به 46 )منطق( باشد زمانی که رابطه

عاطفی برقرار باشد درس بسیار خوب فهمیده میشود اما نباید عاطفه بر منطق چیره بشود.

 من موافق کلاسی هستم که جفتش یعنی هم منطق هم احساس باید حاکم باشه منتهی بستگی به

موقعیت داره که کدوم غالب باشه ولی چون فضا فضای کلاس هست فکر میکنم باید منطق غالب

باشه ولی نه اینکه احساس نباشه.

 خود این پرسش مصداق یکی از انواع مغالطه هستش. نباید پرسش بصورت منفصله حقیقیه مطرح

بشه! یا این یا اون اشتباهه. اما در مورد جواب باید عرض کنم که هر دو؛ هم احساس هم منطق. هم

نیمکره راست هم چپ، هم شهود هم منطق، هر کدام در جای خود. مخاطب انسان هستش و جامع

عقل و شهود، حس و منطق؛ لذا باید هر دو مؤلفه در آموزش لحاظ شود.

 سلام. منطق همراه با احساس، چون علاوه بر آموزش تربیت دانش آموزان با ما هست، ممکن دانشآموز

یه رفتاری بکنه بگیم بچس دلمون بسوزه ولی یه معلم قاطع باید طوری رفتار کنه که اون اخلاق بد

از بین بره و تربیت بشه چون از قدیم گفتن بچه عزیز تربیت عزیزتر. من خودم به شخصه تو کلاس

به طرز صاف نشستن دانش آموزان حساسم شاید الان بگن سخته ولی بعداً میفهمن به نفعشونه.__

سوال هفته دوم پنجشنبه 12 اسفند:

به نظر شما بهتر است در یک کلاس رضایت شاگردان مهمتر است یا منافع آنها؟

نظرات شما بزرگواران بسیار جامع و آموزنده است که در اینجا همه آنها را به طور کامل ملاحظه خواهید کرد:

.1 سرکار خانم مهدیه محرر؛ آموزگار دوره ابتدایی: به نظر من این سوال باید اصلاح بشه، اگر ما

بخواهیم این دو مقوله رو از هم تفکیک کنیم اصل هدف تشکیل کلاس رو زیر سوال بردیم، از نظر

من دو مقوله منفعت و رضایت در یک آموزش آگاهانه، کاملا لازم و ملزوم هم هستند، رسیدن به

منفعت لازمه رسیدن به رضایت، داشتن رضایت لازمه یادگیری و رسیدن به منفعت است. کلاس با

هدف یادگیری تشکیل میشه و یادگیری در پرتو انگیزه و رضایت یادگیرنده. اگر دانش آموز رضایت

نداشته باشه نمیشه مطمئن بود به هدف یادگیری نایل شده. ولی یه چیزی رو این وسط نمیتونم

توجیه کنم، خود ما شاید در گذشته مطلبی رو یاد گرفتیم که رضایتی هم ازش نداشتیم ولی بعداً به

کارمون اومد و اونوقت به رضایت رسیدیم که چه خوب اون موقع با سختگیری هم شده بوده بالاخره

این مطلب رو یاد گرفته بودیم که حالا به کارمون اومد!!! واژه رضایت هم باید در این سوال شفاف بشه

که منظور در چه زمانی هست؟

.2 جناب آقای محمدرضا سعادتمند: بدون شک اولویت منافع شاگردان هست نه رضایت اونها. انسان

طبعاً دنبال آسایش هست بنابراین ممکن است بخاطر همین حس، علاقهای به انجام کارهای اضافی

نداشته باشند. بنظر بنده یک مدرس خوب باید اولویت را منافع آنها قرار دهد. اما ذکر این نکته اساسی

است که مدرسی که هنر این را داشته باشد تا بتواند به شاگردان خود طوری این منافع آینده خود را

گوشزد کند و توجیه کند که خود دانشجو راغب شود به اینکه حتی اگر بر خلاف میلش به نظرات و

روشهای مدرس با شوق گوش فرا دهد و عمل نماید.

.3 جناب آقای یاسر حصاری: منفعت جمع بیشتر از رضایت شاگرد میارزد. مهمترین کار در کلاس

مدرسه کار تیمی می باشد.که باید وقت و سرمایهگذاری روی آن انجام گیرد.

.4 سرکار خانم مینا شیخی: منافع دانشآموزان قطعا مهمتر است و مدرس بتواند به دانشآموز این

اطمینان را بدهد که منافع شما در فلان راستا تامین میشود که رضایت دانش آموز را نیز جلب کند

منافع دانش آموز با رضایت او عالی ترین است.

.5 سرکار خانم سمیه کریمپور: مسلماً منافع دانش آموزان. چون دانش آموزان معمولا در لحظه فکر

میکنند و به فکر راحتی خودشان هستند ولی معلم به فکر آینده و نتایج درس خواندن است.

.6 سرکار خانم ریحانه دخانچی: مسلماً منافع دانش آموزان. چون دانش آموزان معمولاً در لحظه فکر

میکنند و به فکر راحتی خودشان هستند ولی معلم به فکر آینده و نتایج درس خواندن است.

.7 سرکار خانم افسانه اکبری: از دید بنده رضایت از کلاس اگه باشه منفعت هم به همراه داره. ولی

تنها منفعت از کلاس باعث رضایت نمیشه ولی حتما از هر رضایتی منفعتی هم هست.

.8 سرکار خانم مرزبان، آموزگار پایه اول از اراک: من ابتدا منافع دانش آموزان رودرنظر میگیرم

چه درتدریس چه درامر آموزش آداب ورفتارها از آنجا که خودم پایه اول را تدریس میکنم درمورد

یک پایه اولی این راعقیده دارم؛ زیرا یک دانش آموز کلاس اولی ممکن است هنوز به درکی نرسیده

باشد که خوب یا بد را کامل در تحصیل و یا در محیط کلاس تشخیص بدهد و این معلم است که با

روش و آموزش صحیح باید اول منافع او را در نظر بگیرد سپس رضایت را جلب کند که خدای ناکرده

از کلاس و درس دلزده نشود. میتوان گفت هر دو مورد باید مکمل باشند تا موفقیت بیشتری برای

هر دو طرف حاصل شود.

.9 جناب آقای خادمی، مدرس فلسفه و عرفان نظری: در این پرسش ابتدا باید معنای دو واژه

رضایت و منفعت مشخص بشه بعد با توجه به معانی این دو واژه به پرسش پاسخ داد!

.11 جناب آقای فرامرز آهنی، دبیر عربی، از آذربایجان شرقی: به نظر بنده منافع نسبت به رضایت

در کلاس درسی مهمتر است، زیرا دانش آموزان زمانی رضایت دارند که معلم هیچگونه تکالیفی در

کلاس ارائه ندهد و فقط به وقتگذرانی بیشتر علاقه دارند، از این منظر منافعی برای شاگردان از نظر

علمی ندارد. اگر بخواهیم در یک کلاس درسی فقط منافعی برای دانش آموزان باشد باید آنها را با

انجام تکالیف و درگیر مسایل علمی وادار کنیم.

.11 سرکار خانم خدیجه حسنی سپهری: منافع دانش آموزان آن هم منافع تعلیم و تربیت؛ آموزش و

پرورش همسو با هم مهمتر است که در نهایت رضایت دانش آموزان را نیز به همراه دارد. توجه صرف

به منافع آموزشی دانش آموزان مثل قبولی در امتحانات آخر سال منفعتی نیست که برای همه دانش

آموزان رضایت به همراه داشته باشد …

.12 جناب آقای محمد فاضلی از کرمانشاه: با توجه به شرایط و درس مورد نظر گاهی هم رضایت

دانش آموزان اهمیت داره، برای مثال ایجاد جو کلاس با استرس کم و یا دوستانه که باعث خلاقیت

هم میشه و گاهی هم منافع آنها اگرچه منافع دانش آموزان ممکنه نارضایتی اونها رو هم در پی داشته

باشه. اما مدرس باید در بعضی شرایط جاذبه و در بعضی شرایط هم دافعه داشته باشه.

.13 جناب آقای شهریار ناصح، مربی و مدرس ارتباطات موثر فردی: به عنوان جواب سوال بارش

فکری باید بگم منافع شاگردان به رضایت ارجح است چون هدف از آموزش تحول است ولی باید

رضایت در حدی حفظ شود که دانش آموز انگیزه تمرکز کردن بر روی درس را داشته باشد و درس

و درد برایش جناس تام نشود.

.14 جناب آقای سجاد عبدالمالکی، دبیر دینی و عربی از استان کردستان: در کل در یک کلاس

درس نمیتوان از بین رضایت یا منفعت دانش آموز یکی را انتخاب کرد، چرا که بدون رضایت نمیتوان

منفعتی برای او متصور شد، ولی میتوان اینگونه تصور کرد که اصل رضایت بر اصل منفعت تقدم

دارد؛ به این معنی که با راضی نگه داشتن دانش آموزان حتی به مقدار کم می توان به آنها منفعت

رساند و بدون رضایت تمام تلاش مدرس بی نتیجه می باشد.

.15 بدون نام: منافع آنها

.16 بدون نام: منافع

.17 سرکار خانم مریم قاسمی: رضایت اولویت دارد.

.18 جناب آقای امیرحسین امینی هرندی: هر دو؛ شاگردان اگر راضی نباشند پذیرای مطالب درسی

و معلم نیستند و یادگیری عمیق و با علاقه از بین میرود. همچنین اگر منافع آنها را در نظر نگیریم

موجب خسران و زیان آنها میشود. بنابراین باید تلاش شود منافع آنها را با رضایت خاطر به آنها

فهماند یا حداقل رضایت آنها را پس از حفظ منافعشان جلب کرد.

.19 بدون نام: مطمئناً منافع دانش آموزان در اولویت قرار دارداما ذکر یک تبصره در این مورد خالی از

لطف نیست که اگر کارهای صورت گرفته توسط ما مورد پسند دانش آموزان واقع نشودو از آن راضی

نباشند؛متوجه جنبه سودرسانی آنها نخواهند شد و کارهای ما خاصیت منفعت رسانی به آنها را از

دست میدهد از این رو باید به هردو مورد توجه لازم را نمود… منفعت و رضایت به موازات یکدیگر!

.21 جناب آقای بهزاد دهقانی، دبستان میزان کرج: به نظر من این دو مقوله هر دو مهم هستند، اگر

دقیقتر بخواهیم نگاه کنیم میبینیم رضایت داشتن یکی از منافعی است که میتواند توسط معلم

برای دانش آموز فراهم شود. محتوای مطالب درسی و وقایع غیر درسی باید با رنگ و بویی جذاب ارائه

شود که دانش آموز ضمن لذت و رضایت از مدرسه و محتوای آن به دانش، مهارت و نگرش مفیدی

دست یافته باشد. پس خودِ رضایت یکی از منافعی است که مدرسه میتواند به ارمغان بیاورد.

.21 بدون نام: به نظر من اینکه بگوییم در یک کلاس رضایت بچه ها مهمتر است یا منافع آنها، در واقع

بطور خیلی ظریف به این نکته معتقد شدهایم که این دو باهم جمع نمیشوند و باید یکی را بر دیگری

ترجیح داد. بنظرم منافع بچه ها بسیار مهم است ولی میتوان با خلاقیت و ابتکاری که بعنوان دبیر

به خرج میدهیم، در عین حال که با برنامه درسی و تربیتی مشخصی پیش میرویم میتوانیم رضایت

بچهها رو هم جلب کنیم که البته اخلاق و خلق نیکو و نظم و برنامه و طرح درس داشتن در این

زمینه بسیار کمک کننده خواهد بود.

.22 جناب آقای سید حمید حیدری ثانی: منافع دانشآموزان مهمتر است؛ پس رضایت ایشان در

اولویت دوم قرار دارد. البته تا رضایت نداشته باشند، دل به درس نمیدهند. بهنظرم معلم توانمند آن

است که بتواند رضایت دانشآموزان را در جهت منافعشان به دست آورد. ایجاد احساس نیاز و طرح

مسئله بهدرستی، آنها را مشتاق میکند و خودشان دنبال پاسخ خواهند بود. این در گفتار آسان

است؛ اما در عمل به دانش و کارآزمودگی نیاز دارد.

.23 جناب آقای وحید زارع: طبیعتاً منافع آنها مهمتر از رضایت آنهاست. اینکه منافع آنها چیست، خود

جای بحث دارد، که چگونه بفهمیم منافع آنها واقعاً چیست. در رابطه با رضایت آنها، برخی شاگردان

منافع خودشان را می پذیرند و با رضایت یاد می گیرند، برخی دیگر هنوز به سطحی نرسیده اند که

دریابند و بپذیرند که منافعشان چیست یا حتی برعکس سطحشان از مدرسشان بالاتر است و چیزی

را که آن مدرس ناشی منفعت می داند را نمی پذیرند. ولی در کل منافع را می شود با رضایت فهمید

و یاد گرفت. میتوان هم هدف خوبی داشت و هم از مسیر لذت برد.

.24 جناب آقای بهروز آیرملوی از ماکو: قطعا این دو با هم هستند اما اگر ما نتوانیم رضایت شاگردان

را جلب نماییم انگیزه یادگیری آنها کاهش یافته و منافع آنها هم تأمین نمیشود. به نظرم فرایند

مهمتر است ما باید فرایند را لذتبخشتر نماییم پس رعایت در فرایند حاصل می شود و تداوم بسیار

مهم است و این تداوم با رضایت وخوشنودی باید همراه باشد و هنر معلمی در این است. پس رضایت

مسیر بعداً نتیجه یا منافع.

.25 جناب آقای سیدحسن ذبیحی فر، دانشجوی دکترای رباتیک در مسکو: به نظر من در درجه

اول منافع دانش آموزان مهمه اما فاکتور رضایت در انگیزه دانش آموز برای فهم بهتر بسیار موثره. پس

باید با تکنیک ها و روش هایی رضایت دانش آموز از یادگیری رو فراهم کرد تا به هدف والاتر که

منافع دانش آموز هست دست پیدا کرد. در مجموع من رضایت رو پله ای برای منافع میدونم و اولویت

با منافع دانش آموز است.

سؤال هفته سوم؛ پنجشنبه 19 اسفند:

به نظر شما اگر رقابت را از کلاس حذف کنیم، یادگیری چه تغییری می کند؟

نظرات زیبای شما عزیزان را به طور کامل درج کرده‌ایم:

  • آقا یا خانم اختیاری:

رقابت اگر حذف شود، باز هم شاگردان به درس خواندن ادامه می‌دهند. حتی بهتر از آن شاگردان خودشان و نیازهایشان را می‌فهمند، خلاصه شاگردان به صورت خودکار رفتار خواهند کرد. خودشان برای خودشان درس می‌خوانند.

  • سرکار خانم طاهره‌السادات طباطبایی:

رقابت علمي خيلي خوبه به طوری که تبديل به حسادت نشه و واقعاً علمي باشه نه نمره‌اي!! دانش‌آموزي كه تلاش كنه تا در زمينه علمي از ديگر دوستان پيشي بگيرد اون هم با تمرين و تكرار و تلاش و بدون هيچ سوء نظري خيلي خوبه.

  • جناب آقای بهزاد دهقانی کارشناس تکنولوژی آموزشی:

این موضوع بستگی دارد که فضای روانی و انگیزشی کلاس به چه اندازه به بحث رقابت اهمیت می‌دهد. در مدارس و سیستم‌های آموزشی‌ای که مبنا را انگیزه بیرونی مثل رقابت و جایزه و برنده شدن قرار می‌دهند، هدف رقابت باعث افت درسی و انگیزشی شدید می‌شود. ولی مدارسی که انگیزه‌های درونی (مثل تشویق کلامی، نشان دادن آثار مثبت و منفی عملکرد خود دانش‌آموز، آزادی و احترام در انتخاب‌ها با اشاره به نتایج اعمال، توجه به تفاوت‌های فردی و میزان پیشرفت دانش‌آموز نسبت به خودش _ مثل آزمون‌های ملاکی _ بجای مقایسه با دیگران-مثل آزمون‌های هنجاری-) را مد نظر قرار می‌دهند، اصول رقابت پر رنگی وجود ندارد و حذف آن خللی در حرکت دانش‌آموزان به وجود نمی‌آورد. رقابت در مباحثی مثل مسابقات و خلاقیت‌ها و‌…. می‌تواند سازنده باشد ولی در مبحث درسی باعث می‌شود وقتی که رقیبی نبود یا رقیب خیلی قوی تر یا خیلی ضعیف تر  باشد، دانش‌آموز انگیزه‌ای برای حرکت نداشته باشد. بهتر است دانش‌آموز با گذشته خود رقابت کند نه با دیگران. در این حالت، پیشرفتش مداوم و صعودی تر خواهد بود و تنش و فشار و افسردگی سد راه او نمی‌شوند. رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود؛ رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.

  • جناب آقای محمد فاضلی از کرمانشاه:

حذف رقابت یعنی حذف پویایی کلاس و معلم محور شدن بیش از حد کلاس می‌شود، رقابت باعث به وجود آمدن انگیزه و تلاش  بیشتر دانش‌آموزان می‌شود. اگرچه رقابت باید سالم و به صورت همگون بین دانش‌آموزان باشد و به وجود آوردن نوع رقابت بستگی به خلاقیت معلم، شیوه‌های روانشانی و سطح کلاس دارد.

  • جناب آقای محمد خالقی از کرمانشاه:

در آموزه‌های دینی ما هم به رقابت توجه شده .فَاسْتَبِقُوا الخَيْرَاتِ… …در کارهای خیر از همدیگر سبقت بگیرید… (سوره مبارکه مائده – آیه شریفه 48) به طور کلی دو نوع انگیزه داریم درونی و بیرونی، اگر دانش‌آموز و دانشجو به این مرحله رسیده باشد که خود را باخودش مقایسه کند و بداند که هرکس تجارب مختلف و استعدادهای مختلفی دارد به مرحله‌ای رسیده که دیگر رقابت با دیگران برایش معنایی ندارد اما عموماً اکثر مخاطبان ما به انگیزه بیرونی وابسته هستند و به طور مثال در سیستم ارزشیابی توصیفی که در مقطع ابتدایی به کار می رود دانش‌آموزان باز هم برگه‌های خود را با هم مقایسه می‌کنند. حذف رقابت در کلاس  باعث بی‌تفاوتی و جدی نگرفتن مطالب توسط مخاطبان می‌شود. ولی خوب لازم هست بازخوردهایی که مدرس به مخاطبانش می‌دهد و فضایی که در کلاس برقرار می‌کند طوری باشد که از شکست نترسند فقط به رشد خود ادامه دهند…

  • سرکار خانم مینا شیخی:

به نظر بنده حذف رقابت می‌تواند خوب باشد ما می‌توانیم رقابت را کمرنگ کنیم و به جای آن هدف را پررنگ کنیم فهمیدن را پررنگ کنیم عالم بودن را پررنگ کنیم علم کاربردی را پررنگ کنیم و در انتها دانش‌آموزانی اخلاقی پرورش بدهیم که نشر علم را وظیفه خودشان بدانند نه اینکه، از اینکه دیگری هم،یاد بگیرد واهمه داشته باشند با اعتقاد قلبی بدانند که زکات علم آموختن است، پس با شوق برای بالا بردن دیگری هم تلاش کنند اگر از بالا نگاه کردن را به دانش‌آموز یاد بدهیم، خودش متوجه خواهد شد که کار فردی جواب نمی‌دهد، و انسان ارزشمند کسی است که علاوه بر بالا بردن خودش دست دیگری را بگیرد و بالا ببرد نه اینکه از دیگران پله بسازد برای بالا رفتن خودش که رقابت این‌گونه عمل می‌کند هیچ کاری بدون عشق و علاقه به موفقیت نمی‌رسد ما باید در دانش‌آموزان برای یادگیری عشق ایجاد کنیم تنها راه انجام یک کار بزرگ آن است که کاری که انجام می‌دهی را دوست داشته باشی

  • سرکار خانم شیوا سیفی:

رقابت سالم یکی از عواملی است که باعث ایجاد انگیزه در یادگیری می‌شود. رقابت باعث می‌شود که فراگیران تلاش بیشتری داشته باشند.ولیکن نمی‌توان گفت اگر روح رقابت گرفته شود یادگیری صورت نمی‌پذیرد.

  • بدون نام:

آنچه که من به عنوان یک دانشجو تا به امروز شاهدش بودم آمیخته شدن حسادت با رقابت بود که گاه حتی اثرات منفی را نیز بر یادگیری می‌گذاشت کاش..رقابت به صورتی باشد که از یکپارچگی فضای کلاس بکاهد و جنبه مسابقه داشته باشد نه عامل استرس بچه‌ها .رقابت مفید = یادگیری

  • سرکار خانم لیلا رنجبر:

در رابطه با  رقابت اگر جنبه‌ای مثبت  داشته باشد خیلی خوب و باعث پیشرفت  است و وجودش در کلاس لازم و ضروری در صورتی که اخلاقیات بدی را به وجود نیاورد . اما در صورتی که باعث استرس و نگرانی و فکر شود منفی است و حذف شدنش بهتر. با نظام توصیفی رقابت به گونه‌ای مختل شده و از بین رفته است و هر فردی با خودش سنجیده می‌شود . این روش خیلی خوبی است . اما شور و هیجان قبل بین دانش‌آموزان نمایان  نیست.

  • سرکار خانم سپهری:

حذف رقابت از کلاس به یادگیری بهتر کمک می‌کند زیرا تشویش و نگرانی را در بین دانش‌آموزان از بین می‌برد .گرچه عده‌ای معتقدند باعث ایجاد انگیزه می‌شود اما نتیجه این رقابت باید پاداشی باشد که انگیزه‌ای خارجی است. همچنین اگر ایجاد رقابت به درستی صورت نگیرد باعث سرخوردگی و دل زدگی دانش‌آموزان ضعیف می‌شود و به نظر بنده کلاسی که دانش‌آموزانی باانگیزه درونی دارند بدون رقابت هم  یادگیری رخ می‌دهد و هیچ‌گونه آسیب روحی روانی هم به دانش‌آموزی وارد نمی‌شود. به نظرم همان‌طور که استاد فرمودند کلاس با تشویق و تنبیه تبدیل به یک سیر می‌شود کلاسی با رقابت هم اگر درست مدیریت نشود تبدیل به میدان جنگ می‌شود.

  • سرکار خانم سمیه نجفی آموزگار دوم ابتدایی شهرستان جم:

به نظر من با حذف کردن رقابت انگیزه و تلاش دانش‌آموزان تحلیل می رود و سرعت یادگیری کمتر می‌شود  و حتی ممکن هست روی هدف دانش‌آموزان در یادگیری هم تأثیرگذار باشد رقابت باعث تلاش و کوشش برای یادگیری و هیجان در کلاس می‌شود. این چیزی است که بنده به‌شخصه در کلاسم لمس کردم.

  • جناب آقای فرامرز آهنی:

جواب سؤال این هفته را با یک جمله خلاصه می‌کنم، کلاس بدون رقابت مثل اینکه باغبان روی درخت بی‌ریشه زحمت می‌کشد.

  • جناب اقای سلمان رستمی:

به نظر من رقابت همیشه هست در واقع رقابت نکردنم خودش یک نوع رقابته. ما نوع رقابت رو باید در کلاس تغییر بدیم

  • جناب آقای محمد احسان شفیعی:

در همراهی با سؤال مربوط به رقابت لازم دیدم به عنوان معلمی که سر کلاس‌ها بودم در این فضا نفس کشیدم باید بگویم برخلاف نظر بسیاری از روانشناسان و اساتید غربی موضوع رقابت در کلاس‌های ایران تبدیل به یک فرهنگ شده که سبک تربیت خانواده‌ها و پدر و مادرها باتوجه به عوامل زیاد به سمت تشویق دانش‌آموزان به رقابت است. اگر زیربنایی این مهم فرهنگ‌سازی شود که رقابت از کلاس‌های درس بار بندد و همه عوامل و مسببات این موضوع پاک شود. (حتی از ذهن پدر مادرهایی که خود با آرمان و آرزوی رقابت کلاس‌ها زندگی کرده‌اند) خب مسلماً فضا مناسب خواهد شد. و یادگیری به شکل موثرتر و بهتری اتفاق می‌افتد.

 

فرض کنید یک مدرس در حال تدریس رشته تخصصی خودش است (ریاضی، بورس، روانشناسی، زیست یا ...).به نظر شما آیا درست است که این مدرس از مشکلات کاری  وضعیت مالی و مسائل خصوصی و شخصی خودش در کلاس بگوید یا خیر؟ نظرات زیبای شما عزیزان را به طور کامل درج کرده‌ایم: آقا یا خانم نصیرپوری - دبیر زیست شناسی مشکلات…
ادامه مطلب