لطفا چند لحظه خودتان را جای دانش آموزان و یا دانشجویان بگذارید.
معلم یا استادی دارید که سر کلاس می آید و بدون اینکه شرایط شما را درک کند شروع به تدریس می کند.شما انگیزه ندارید ، استرس داریدو یا شاید گرسنه هستید و لی استاد بدون توجه به این موارد در حال تدریس است . آیا شما در این حالت چیزی یاد می گیرید؟
چقدر خوب است که قبل از تدریس این سوال اساسی را از خودمان بپرسیم که
خب واضح است که جواب این سوال “خیر” است .
مواقعی وجود دارد که تدریس ما هیچ فایده ای ندارد و می توانیم بگویم داریم زور الکی می زنیم (پیشنهاد می شود مقاله ی برای تدریس زور الکی نزنید را مطالعه کنید)
در این مقاله 3 موقیعت که نباید تدریس کنیم آورده شده است.
ارزشیابی تکوینی به ما می گوید که به مرور و در طی سال تحصیلی از دانش آموزان امتحان بگیریم. این کار بسیار خوبی است که ساعتی از کلاس و تدریس را به برگزاری امتحان و پرسش اختصاص دهیم. یک رسم که تقریبا همه جا جاافتاده این است که اگر امتحان 30 دقیقه وقت بگیرد و وقت کلاس یک ساعت نیم باشد، معلمان ترجیح میدهند که امتحان را در نیم ساعت آخر کلاس برگزار کنند . خب تا اینجای کار همه چیز خوب بود پس مشکل کجاست؟ مسئله این است که ما در زمان قبل از امتحان چه کاری انجام میدهیم؟
تدریس در این زمان اصلا پیشنهاد نمی شود. زیرا دانش آموزان استرس قبل از امتحان دارند و به جای اینکه به درس جدید گوش دهند فکرشان معطوف به مطالب امتحان است. مطمئنا در کلاسی که توجه دانش آموزان با ما همراه نباشد ما موفقیتی در تدریس نخواهیم داشت. و از همه عجیب تر اینکه حتی اگر در ساعتی بعد از کلاس شما هم یک امتحان سخت باشد، بازهم تا حدود زیادی در کیفیت تدریس شما تاثیر گذار خواهد بود.
اما چاره چیست؟ و بهترین کار در مدتی قبل از شروع امتحان چیست؟
این که چه کاری بهترین است ، بستگی به روش تدریس شما ، سن مخاطب ، اهمیت آزمون و … دارد اما در ادامه پیشنهادیی مطرح می شود که شما می توانید به فراخور شرایط به برخی از آنها عمل کنید:
برای یک تدریس خوب لازم است تا قبل از هرچیز نیازهای حیاتی مخاطبان رفع شده باشد. اگر حس کردید که عموم مخاطبان شما گرسنه هستند اصلا تدریس را شروع نکنید.
اما چاره چیست؟
در مقاله ای با عنوان تدریس برای دانش آموزان گرسنه به صورت مفصل در این رابطه بحث شده است که پیشنهاد می کنم آن را مطالعه بفرمایید.
در دوران دانشجویی یکی از کلاس های ما در روز چهارشنبه هر هفته مستقیما بعد از ناهار تشکیل می شد . اتفاقا برنامه ی غذایی در روز های چهار شنبه چلوکباب به همراه ماست و دوغ بود(آن زمان وضع تغذیه دانشجویان بهتر بود) این ترکیب درست مانند یک معجون خواب آور عمل می کرد. من زود تر از دیگران خودم را به کلاس می رساندم و در گوشه ای دنج ، به همراه لالایی صدای استاد به خوابی عمیق فرو می رفتم . قبل از آن هم به همکلاسی ها می گفتم ” هر وقت رسیدیم من را بیدار کنید” . یعنی کلاس که تمام شد من را خبر کنید
خب در این چنین مواقعی اگر ضعف در تدریس با این حالت خمودگی ناشی از تغذیه همراه شود . مطمئنا نتیجه ای جز داستان بالا را در پی نخواهد داشت.
اما چاره چیست؟
در درس اول دوره ی رایگان سایت روش تدریس هم مطالبی برای تدریس نکردن در شرایط خاص گفته شده است شما می توانید در گوشه ی بالای سمت راست همین صفحه نام و ایمیل خود را وارد کنید تا این فایل های صوتی به ایمیل شما ارسال شود.
دانلود رایگان فایلpdf ” سه موقیعت که نباید تدریس کنیم”
ممنون آقای حافظی نژاد بسیار عالی بود
خاطره ای که گفتید خیلی جالب بود
یاد زمان دانشجویی خودم افتادم
سربلند و پیروز باشید
سلام
ممنون از مطلب خوب شما
پیشنهاد آخز برای کسانی خوب است که صاحب نفوذ هتسند یا رابطه ای با مسئولین دارند
افرادی که مثل ما هیچ پارتی ندارند ، مظلوم واقع می شوند و همیشه بدترین کلاس ها در بد ترین زمان ها را به ما اختصاص می دهند.
ای کا ش کسی حرف ما را گوش کند
موفق باشید
شمسایی
ممنون آقای حافظی نژاد…
سلام محمد جان!!
مطالبتان مث خودتون بسیار جذاب هستند!!!
کم افرادی پیدا میشن که دغدغه آموزشی داشتهباشند و اینو شما دارید!
پایدار و پویا باشید دوست خوب من!!!
سلام علی آقای عزیز،دوست و همکار عزیزم
ممنون از لطف شما
داشتن دوستانی مثل شما باعث افتخار من است.
موفق باشید
به امید دیدار.
سلام محمد جان
مطالبت خیلی آموزنده و جدید هستند به امید موفقیت های روز افزون
تشكر زياد از مطالب واقعا عالى تان
سلام ممنون از لطف شما
با سلام
بسیار ممنون از مطالب عالی وارزنده تون. خدا قوت
من به دانش آمو زان دبستانی رباتیک درس می دهم. میخواستم در صورت امکان برای تدریس هرچه بهتر این درس از شما کمک بگیرم.ممنون